حتی پیش از تجاوز آمریکا و رژیمصهیونیستی به ایران هم هشدار داده شده بود هرگونه اقدام نظامی علیه ایران، به مسدود شدن تنگه هرمز و ایجاد شوک و بحرانی بزرگ در عرصه انرژی دنیا منجر خواهد شد. اکنون که با حماقت ترامپ و نتانیاهو، جنگ دامن منطقه را گرفته است، درستی هشدارها و پیشبینیها بیش از پیش آشکار شده است. تنگه هرمز که شریان حداقل ۲۰درصد از انتقال نفت خام جهان محسوب میشود، مسدود شده است، بهطوریکه بنابر گزارش مؤسسه «اس اند پی گلوبال انرژی» طی یک روز شاهد عبور تنها پنج نفتکش از تنگه هرمز بودهایم (متعلق به ناوگان ایران و چین) و این در حالی است که بهطور معمول، روزانه ۶۰ نفتکش از این تنگه عبور میکرد.
این بحران تنها به حوزه نفتی ختم نمیشود. گزارشها حکایت از آن دارد که با مسدود شدن تنگه هرمز عملاً حدود ۲۰ درصد از عرضه گاز مایع جهان (الانجی) نیز پشت این محاصره دریایی متوقف مانده است. دستکم ۱۱ کشتی بزرگ حمل گاز در خلیجفارس گرفتار شدهاند و قطر نیز تولید گاز را در میادین متوقف کرده است. برخلاف نفت، برای حجم عظیم صادرات گاز از این تنگه هیچ جایگزینی وجود ندارد و دقیقاً به همین دلیل است که قیمت گاز به یکباره در بازارهای جهانی افزایش یافته و براساس اطلاعات اسکاینیوز، تنها در انگستان بیش از ۹۳درصد افزایش نشان داده است.
آسیا، پیشقراول آسیبپذیری در بحران انرژی جهانی
پیشبینیها حکایت از آن دارد که تداوم بحران در خاورمیانه و مسدود ماندن طولانیمدت تنگه هرمز میتواند قیمت نفت را تا سطح ۱۵۰دلار نیز افزایش دهد. از آنجا که قیمت گاز نیز براساس شاخصههای نفتی تعیین میشود، پیشبینی چنین افزایشی، حتی به میزان بیشتر برای گاز مایع نیز وجود دارد. در حالی که این وضعیت به نفع تولیدکنندگان خارج از منطقه همچون آمریکا و کانادا، نروژ و یا حتی روسیه تمام خواهد شد، بیشترین آسیب متوجه آسیا و اروپا خواهد بود. در مورد شرایط اروپا جای بحث جداگانهای وجود دارد، اما در مورد آسیا باید گفت پرجمعیتترین کشورهای جهان و دو خریدار اول نفت و گاز جهان، یعنی چین و هند بیشترین تأثیر را از این وضعیت پذیرا خواهند شد. کشورهای دیگری همچون ژاپن، کرهجنوبی، پاکستان و بنگلادش هم به مراتب تحت تأثیر قرار خواهند داشت. در این میان توانایی ارزی کشورها و قدرت آنها در بخش ذخیره انرژی نقش تعیینکننده دارد. مثلاً کرهجنوبی اعلام کرده حداقل تا هفت ماه قابلیت بهرهگیری از ذخایر انرژی خود را دارد، در مقابل ،کشورها و اقتصادهای ضعیفتری چون پاکستان و بنگلادش احتمالاً از ذخایر انرژی بسیار محدود و چند روزهای برخوردار خواهند بود.
چین و پشتوانه دوگانه؛ ذخایر انرژی و اتصال به نفت روسیه
براساس برآورد تحلیلگران بازار نفت، خلیجفارس تأمینکننده حداقل نیمی از نفت چین است و بنابراین تنش در منطقه میتواند تأثیر عمیقی بر وضعیت اقتصادی و بهخصوص تأمین انرژی این کشور بگذارد. با این حال دو موضوع سبب شده چینیها حداقل برای کوتاه مدت از ضرب این شوک انرژی در امان بمانند. در وهله نخست، آمارهای شرکتهای نفتی نشان میدهد چین در ماههای ابتدایی سال جاری واردات نفت خود را از منابع مختلف بهشدت افزایش داده و بنا بر ادعای رویترز، این کشور هماکنون از سطح بسیار مطلوبی از ذخایر انرژی برخوردار است. اما در وهله دوم، چین میتواند این خلأ را از طریق روسیه پر کند، کما اینکه پکن در ماههای گذشته به یکی از بزرگترین واردکنندگان نفت روسیه، آن هم با تخفیف ویژه تبدیل شده بود. برآوردها نشان میدهد این واردات در ماههای اخیر حتی به بیش از ۲میلیون بشکه در روز رسیده است. بدین ترتیب پکن در حال حاضر دغدغه کمتری در حوزه تأمین انرژی دارد، هر چند نگرانیهای بلندمدتش همچنان پابرجاست.
هند و تاوان سنگین حماقت تبعیت از واشنگتن
هند دومین واردکننده بزرگ نفت و گاز در جهان به شمار میآید و اقتصاد آن نیز بهشدت به منابع انرژی وابسته است. براساس اعلام سرویس مالی «امکای گلوبال» مستقر در بمبئی، افزایش قیمت نفت در حد ۱۰۰دلار میتواند تورمی ۳۵درصدی را بر این کشور تحمیل کرده و رشد تولید ناخالص داخلی آن را در حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد تحت تأثیر قرار دهد. از آن مهمتر اینکه بنابر گفته برخی از دستاندرکاران انرژی در مصاحبه با رویترز، این کشور ذخایر انرژی صرفاً در حد ۲۰ روز دارد و دقیقاً به همین دلیل است که هند سهمیهبندی گاز برای صنایع و محدودیتهای انرژی در حوزههای صنعتی و خانگی را از هماکنون آغاز کرده است.
اما این شرایط هند را بیش از همه، باید تاوان حماقتی دانست که در اعتماد به آمریکا و در رویگردانی از نفت روسیه به عمل آورد. هند تا چند ماه پیش یکی از بزرگترین شرکای نفتی روسیه و از بزرگترین واردکنندگان نفت این کشور به شمار میآمد. اما باوجود همکاریهای راهبردی و توافقات در جریان سفر پوتین به دهلی، هند تسلیم خواستههای ترامپ شد و روند کاهش خرید نفت از روسیه و جایگزینی آن با نفت خاورمیانه را در پیش گرفت. اکنون با بحران پیش آمده، رجوع دوباره به روسیه برای دهلینو خفتبار به نظر میرسد، ضمن آنکه بهطور قطع اینبار از تخفیفهای چشمگیر نیز خبری نخواهد بود.
خبرنگار: میراحمدرضا مشرف




نظر شما